محمد تقي جعفري

134

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اين كه اجسام از دور كوچك ديده ميشوند . سرعت حركت موجب نمايش اتصال مجموعهء اجزاء متحرك جسم مىگردد ، مانند سه شاخهء پنكه برقى در حال سرعت حركت كه دايرهء حقيقى نمودار مىگردد . همچنين نمايش اغلب كيفيتها و كميتهايى كه نمود عينى دارند ، بستگى به چگونگى ارتباط حواس با آنها دارند . احساس برين با مشاهدهء تنوع محصول ارتباط حواس با محسوسات ، اين قضيه كليه را صادر مىكند كه در شناخت و ارزيابى محصول مزبور موضعگيرىهاى خاص آدمى دخالت مىورزند . پس ما اين قضيه را بطور كلى بعنوان اصل صحيح در معرفت مىپذيريم كه « مادر نمايشنامهء بزرگ وجود ، هم بازيگريم هم تماشاگر » . قضيهء دوم - تعقل آدمى كه مواد خام فعاليتهاى خود را از ارتباط حواس با محسوسات و ديگر ابزار و وسايل ارتباط با جهان عينى مىگيرد ، مبناى كار خود را بر اصول و قوانينى قرار مىدهد كه در آن موقعيت زمانى و محيطى تثبيت شده تلقى شده‌اند . اينست قلمرو عقل نظرى كه بدون مواد خام مزبور قدرت فعاليت ندارد . اين فعاليت يكى از اساسىترين وسيلهء تنظيم مسائل علوم و جريان زندگى عينى انسانها مىباشند كه هيچ نيروئى جز همان عقل نظرى قادر به انجام چنين فعاليتى نمىباشد . پس اين قضيه را هم بطور كلى بعنوان يك اصل در حقيقت و ارزش فعاليتهاى عقل نظرى مىپذيريم . قضيه سوم - ما نوعى از درك در بارهء واقعياتى داريم كه جنبهء عينى فيزيكى ندارند مانند همهء اهداف و آرمانهاى والاى انسانى ، مانند عدالت و آزادى و احساس تعهد و اشتياق و كوشش در راه رشد و كمال . درك اين بايستگىها و شايستگىها با كمال وضوح در ما وجود دارد ، اگر اشخاصى نتوانند عامل ديگرى براى درك و دريافت مزبور بپذيرند و در عين حال وجود و اصالت آن را قبول كرده‌اند ، هيچ مانع منطقى وجود ندارد كه آن را يكى از فعاليتهاى عقلى بنامند ، حتى مانعى وجود ندارد كه آنان ميدان عمل عقل